با انتشار خبر دوتابعیتی بودن محمودرضا خاوری، مدیرعامل پیشین و متواری بانك دولتی ملی ایران و در اختیار داشتن دو پاسپورت ایرانی و كانادایی، بحث عدم توجه مسئولان بالادستی اش به غیرقانونی بودن چنین انتصابی و تایید صلاحیت اشخاص مورد توجه قرار گرفت و این مسئله كه طبق قانون نباید هیچ پست حساسی در اختیار مسئولی با تابعیت دوگانه قرار گیرد، زیر ذره بین قرار گرفت. اما در روزهای اخیر با انتشار خبر گرین كارت داشتن یك نماینده مجلس كه اتفاقاً از مدعیان دوآتشه حمایت از نظام است، این پرسش مطرح شده كه چرا چنین اشخاصی فاقد صلاحیت برای كارگزاری در ایرانند و با این حساب، آیا نباید رنگ و بوی آمریكایی ها را در مواضع انقلابی این شخص كه شكل گیری جبهه پایداری بی تاثیر از آن نبوده هم جست و جو كرد؟!
به گزارش سرویس سیاسی «آینده»؛ پس از آنكه دكتر عماد افروغ، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی و یكی از متفكرین جریان اصولگرایی اصیل در یك گفت و گو به موضوع گرین كارت داشتن یكی از نمایندگان دوآتشه طرفدار دولت اشاره كرد، این اشاره ولوله ای در میان تندروهای مجلس به همراه داشت و كوچك زاده كه عنوان می كند به وكیل الدوله بودن افتخار می كند و شاید می دانست رفیقش گرین كارت دارد، در عوض پاسخی قابل هضم، به شلیك بی هدف به افروغ پرداخت تا شاید این گونه برای آقاتهرانی كاری كرده باشد! چرا كه به هر حال افروغ روی نقطه حساسی دست گذاشته و حقیقتی را افشا كرده بود كه هزینه سیاسی سنگینی برای رفقای كوچك زاده داشت.

بر اساس اصل 41 قانون اساسی ایران، نظام جمهوری اسلامی ایران تابعیت مضاعف را قبول ندارد و هر كس تابعیت كشور دیگری را داشته باشد، دولت می تواند تابعیت ایرانی را از وی سلب كند و اصولاً با این حساب، شخصی كه دارای تابعیت دوگانه است، نمی تواند در مسئولیت های حساس كشور مشغول به فعالیت شود. اما چرا چنین شخصی طبق قانون صلاحیت برخورداری از مسئولیت مهم و حساس را در كشور ایران ندارد و مبحث تابعیت مضاعف پذیرفتنی نیست؟ در این میان آنچه در قوانین ایران ایجاد خلاء كرده، بحث گرین كارت است كه با شهروندی آمریكا (Citizenship) تفاوت هایی دارد اما از مشتركاتی نیز برخوردار است كه مهم ترین این مشتركات برخورداری از بسیاری از حقوق یك شهروند آمریكایی است. اما با توجه به آنكه در قوانین ایران تنها به عنوان "تابعیت دوگانه" اشاره شده، مقابل برخورد با مسئولینی كه گرین كارت دارند و یك گام تا دریافت اقامت كانادا یا آمریكا فاصله دارند، محدودیت قانونی وجود دارد.
از یك نگاه گرین كارت ایرادی ندارد و به هر حال فرصتی است برای اقامت دائم در دل شیطان بزرگ و بهره برداری از امكانات تحصیلی و مالی این كشور و این فرصتی است كه نباید مسئولان از دست دهند. اما از نگاه دیگر آنچه قابل تامل است، حتی "عدم صدور ویزا" برای مسئولان منتسب به حاكمیت و عدم برخوردار از روحیه و گرایشات اپوزیسیون است، چه رسد به اینكه چهره ای مدعی ضدیت با آمریكا باشد و برایش در آمریكا گرین كارت نیز صادر شود كه می تواند مقدمه ای باشد بر دریافت حق شهروندی آمریكا و البته بی شك آمریكا به سادگی به اشخاص صاحب مسئولیت در ایران اقامت نمی دهد!
برای دریافت حقوق شهروندی، به جزو روال معمول در آمریكا كه شامل برخی آزمون ها در خصوص اطلاعات فرد پیرامون آمریكا و امتحان تسلط بر انگلیسی است، فرد باید زیر پرچم آمریكا سوگندنامه ای را ادا كند. در متن این سوگندنامه كه انشاءالله آقاتهرانی قرائت نكرده و به همان گرین كارت بسنده كرده، آمده است: «بدین وسیله سوگند میخورم كاملا و اساسا تبعیت و وفاداری به هر دولت و حكومت خارجی را انكار كرده و نفی مینمایم كه پیشتر عضو و شهروندی از آن بودم؛ و از این زمان به بعد از قانون اساسی ایالات متحده در برابر تمامی دشمنان داخلی و خارجیاش حمایت كرده و دفاع میكنم؛ و ایمان و تبعیت كاملی به قانون اساسی آمریكا دارم؛ و هر زمانی كه ایالات متحده بر اساس قانون به من نیاز داشته باشد، در اختیار آنها خواهم بود، و هر زمان كه بر اساس قانون نیاز باشد، فعالیتهای غیرمسلحانهای برای نیروهای نظامی ایالات متحده انجام دهم؛ و هر زمان كه بر اساس قانون نیاز باشد برای اعتبار ملی در مسیر مدنی گام بردارم و اعلام میكنم كه این وظیفه را آزادانه و بدون هیچ هدف مغرضانهای انجام میدهم، باشد كه خداوند در این راه كمكم كند.» و با این اوصاف، قاعدتا هر غیرآمریكایی علاوه بر آن كه قسم خورده وفاداری اش به هر دولت و حكومت خارجی كه پیشتر عضو آنها بوده و ایران نیز یكی از آنهاست، انكار و نفی كند، سوگند یاد كرده در برابر دشمنان داخلی و خارجی آمریكا كه از نگاه آمریكا طبیعتاٌ ایران یكی از آنهاست، از ایالات متحده آمریكا دفاع كند!
البته بعید است آقاتهرانی و هم تیمی هایش شهروندی آمریكا را هم پذیرفته باشند و همین مزایای نسبی اقامت دائم در آمریكا برای ایشان و دوستان مثلاً ضدآمریكایی شان كافی است و به هر حال حق سكونت در آمریكا و تحصیل و كار و سایر امكانات، ارزش دریافت یك گرین كارت ناقابل را دارد و خوشبختانه با خلا قانونی كه در قبال گرین كارت وجود دارد، سیستم نظارتی ایران با شخصی كه این امكانات را دریافت می كند، اما رسماً سیتیزن آمریكا نشده، نمی تواند برخورد كند و آنها می توانند سر بزنگاه به كشوری كه اقامتش را دارند، بازگردند و با قرائت سوگند، به سرعت شهروند آمریكا یا كانادا شوند! با این اوصاف عملاً تفاوت چندانی در هزینه های هر دو نوع صدور اقامت گرین كارت و سیتی زن شیپ برای كشور وجود ندارد.
در این میان اما نكته قابل توجه این است كه اگرچه آقاتهرانی به عنوان صاحب گرین كارت قسم مذكور را ادا نكرده، اما متعهد شده از تمامی قوانین فدرال و ایالتی و محلی آمریكا تعبیت كند و همچنین از "شكل دموكراتیك حكومت آمریكا" حمایت كرده و از ابزارهای غیرقانونی برای تغییر حكومت آمریكا استفاده نكند. با این تعریف ممكن است مصداق نهی از منكر كه جزو وظایف دینی او در زمان اعزام بوده در آنجا جرم باشد و آقاتهرانی اجازه چنین رفتارهایی نداشته باشد، چرا كه طبق قوانین آمریكا هر عملی برای مردم آمریكا آزاد است مگر اعمالی كه آزادی دیگران را محدود كند كه فراتر از سكولاریسم است. اما بحث مهم تر مربوط به قوانین جدید ضدتروریسم است كه حدود ده سال است وضع شده و شهروندان این كشور را متعهد به گزارش كلیه اطلاعات مربوط به فعالیتهای تروریستی از نظر دولت آمریكاست كه شامل فعالیتهای گروههای مقاومت فلسطینی و لبنانی می شود. بنابراین آقاتهرانی متعهد است مبارزین علیه صهیونیسم را به استكبار جهانی بفروشد و یا تعهد آقاتهرانی برای عدم رفتاری است كه منجر به تغییر غیرقانونی دولت آمریكا شود و در قوانین آمریكا، تغییر قانونی حكومت و دولت تنها از طریق انتخابات قابل پذیرش است و هر حركتی كه جنبه انقلاب داشته باشد شامل همین قاعده می شود. به طور مثال اگر دولت آمریكا جنبش وال استریت را غیرقانونی اعلام كند ، جرم است و آقاتهرانی نیز متعهد شده است از این حركتها حمایتی نداشته باشد، هرچند حالا كه فعلاً صرف در حضور در ایران است، می توان چند مصاحبه هم علیه منافع آمریكا داشت كه انشاءالله به انگلیسی ترجمه نمی شود و دست ناظران دولتی آمریكا نمی رسد!
تصاویری از دانشجویان دانشگاه مك گیل كانادا محل تحصیل عرفان توسط آقاتهرانی "منبع سایت دانشگاه"
البته شاید امثال آقاتهرانی بگویند برای اصلاح جهان و تبلیغ اسلام به آمریكا رفته و مقیم آمریكا كه خودشان در وب سایتشان بلاد كفر معرفی اش كرده اند، شده اند اما آیا لازم بوده آقاتهرانی مقیم آمریكا شود تا اسلام را در آنجا تبلیغ كند و آیا روحانیونی كه برای سفر تبلیغی یا تحصیلی به دیگر كشورها می روند، پیگیر دریافت گرین كارت و معادلهایش می شوند یا همچون یك مسافر با تمدید ویزا تحصیل یا تبلیغشان را انجام می دهند و باز میگردند؟! آیا حجت الاسلام آقاتهرانی هم سطح آیت الله امام موسی صدر یا آیت الله شهید بهشتی است كه رجعتش بتواند زمینه رشد سطح اسلام یا اتحاد مسلمان را در كشوری همچون لبنان یا آلمان فراهم آورد؟ پرسشی كه در خصوص اعزام رفیق آقا تهرانی به فرنگ برای تبلیغ نیز مطرح است.
.jpg)
تصاویری از مركز اسلامی نیویورك در قلب بلاد كفر كه زحمت اداره اش در آمریكا، به گردن آقا تهرانی بود
.jpg)
اگر هم آقاتهرانی برای تحصیل و مطالعه رفته و بهانه اش تحصیل فوق لیسانس "عرفان" در دانشگاه مك گیل مونترال و سپس مهاجرت به آمریكا و تحصیل فوق لیسانس فلسفه غرب و دكترای حكمت سینوی در دانشگاه سونی بینگ همتون با بورسیه" است، آیا حكم "چون به خلوت می روند آن كار دیگر می كنند" را ندارد؟، وقتی حتی آموزش علوم انسانی تدوین شده توسط استادان ایرانی در مراكز آموزش عالی در حال حذف است، اعزام روحانی به مركز این علوم غربی، جز تجویز نفی شده ها برای عوام، در نسخه برخی خودی ها و خواص چه برداشت دیگری می تواند داشته باشد؟
امید می رود دیگر اعضاء جبهه پایداری، اقامت آمریكایشان به پاسپورت هایشان الصاق نشده باشد؛ هرچند این عزیزان كه خوب شعار مرگ بر آمریكا می دهند، داشتن گرین كارت را افتخار ندانند، شاید ننگ هم نمی دانند و اصلاً پرداختن به این مسائل تنها معنای تخریب اشخاص را دارد!
البته لازم به ذكر است كه همه این موارد منافات با برخی مراتب علم و فضل حجت الاسلام آقاتهرانی ندارد و كسی منكر مدارج علمی ایشان نیست.