كد خبر: 37789
تاريخ انتشار: 18 مهر 1390 ساعت 14:39
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان

جایی كه رهبری با بیگانه ستیزی مخالف است

رسول جعفریان

در سالهای اخیر، رهبری معظم انقلاب، بارها و بارها روی دانش اندوزی تأكید كرده‌اند و در این باره، در  دیدارهای مختلفی با نخبگان، اعم از دانشجویان یا استادن، و همین طور برخی از زبدگان امور اجرایی داشته‌اند توصیه به فراگیری علم و تعمیق آن داشته‌اند. ایشان بر این باورند كه در سالهای اخیر پیشرفتهای مهمی داشته ایم و از این جهت امیدوارند تا با این تأكیدات، زمینه را برای توسعه بیشتر كشور فراهم كنند.

اخیرا در سخنان ایشان در جمعی از نخبگان دانشگاهی آمده بود: «رهبر انقلاب اسلامی، بیگانه ستیزی را در مباحث علمی مردود خواندند و افزودند همانگونه كه بارها گفته ایم حاضریم برای دستیابی به دانش، شاگردی كنیم اما نباید همیشه شاگرد بمانیم بلكه می خواهیم ملت ایران به جایی برسد كه دیگران، شاگردی او را بكنند».
مفهوم بیگانه ستیزی نكردن در حوزه علم نكته مهمی است كه ایشان روی آن انگشت نهادند. مفهوم این توصیه این است كه نباید با علم درافتاد و با بهانه‌ های واهی از آن جمله مبارزه با سلطه غرب، با علم و دانش اندوزی دشمنی كرد.

دلیل آن نیز روشن است. علم و دانایی، مفهومی است كه كافر و مسلمان نمی‌شناسد، بلكه نعمتی است كه خدای متعال به بشر اهداء كرده و همه به طور مساوی از آن برخوردارند. چنین نیست كه عقل تنها نصیب عده ای خاص شده باشد و دیگران از آن تهی باشند.
باید پرسید آیا این علم صرفا در حوزه علوم ریاضی و طبیعی است یا شامل علوم انسانی هم می‌شود. در این باره باید بحث شود، اما آنچه مسلم است این است كه اگر چیزی به هر حال شامل نوعی دانایی و علم است، باید دست از ستیزگری با آن برداریم و زمینه توسعه و تعمیق آن را فراهم كنیم.

طبیعی است كه در یك دوره یا یك سطح، باید شاگردی كرد و در سطحی دیگر باید استاد بود. این دست ما نیست. اگر استاد شدیم دیگران شاگردی ما را خواهند كرد و از هزاران كیلومتر به سراغ ما خواهند آمد. مهم آن است كه در یك مقطع تاریخی، باید شاگردی كرد و شاگردی كردن لوازمی دارد كه خود را در برنامه ریزی های آموزشی، استفاده از تجارب استادان برجسته، حفظ و حراست از آنها، رعایت حقوق ایشان، احترام به آنها و بسیاری از مسائل دیگر می‌شود.
رسوخ هر نوع سوء ظن نسبت به استادان دانشمند، یا انجام هر نوعی حركتی كه آنان را مأیوس كند، نوعی ستیزه گری با علم و دانش است.

بدون شك ارائه تفسیرهای غلط از مفهوم علم، محدود كردن آن به چند نفر مشخص، از بین بردن شرایط تحقق آن در جامعه، نابود كردن ابزارهای آن، استفاده از شیوه های غلط در آموزش علم، انتخاب استادان با معیارهای غیر علمی، و بسیاری از امور دیگر كه از آن جمله پراكنده ساختن متعلمان لایق و شایسته و راندن آنها به خارج از كشور است آن گونه كه دیگر پشت سرشان را هم نگاه نكنند، همه از عواملی است كه نوعی كینه توزی نسبت به علم محسوب می‌شود. چنان كه نهادن آدم های نالایق كه هیچ مفهوم درستی از علم ودانایی ندارند، آن هم در رأس تصمیم گیری های آموزشی و تحصیلی كشور، باز نوعی كینه توزی نسبت به علم است.

در این كشور، به جز میراث گذشته، طی نزدیك به یك قرن گذشته، هزاران استاد و مدیر تلاش كرده اند تا كشور به این نقطه از دانش رسیده است. اینان جمعیت محترمی بوده اند كه در دوران گذشته و حال، صرفا برای توسعه علم تلاش كرده‌اند. حتی نام گذشتگان هم، آنان كه واقعا عالم بوده اند باید با احترام برده شود.
در این افكار بودم كه از سر تفنن كتاب «ذیل تاریخ بغداد» ابن دبیثی (م 637 هجری) را می‌خواندم.
ابن دبیثی دانشمند خبیر این دوره می گوید: (همان، ج 4، ص 218):

 در شهر مدائن در خانه قاضی ابومنصور عبدالحمید بن محمد معروف به ابن الخطیب بودم. این شعر را از اشعار خودش برای من خواند:
العلم یَرفع من كان متّضعا (علم كسی را كه فرودست است، بالا می برد)
من قبله فتراه زائد الحال (كسی كه پیش از آن فرودست بود و اكنون بركشیده شده است).
ان النّصاری عُنوا بالطب فامتُثلت (مسیحیان به سراغ علم پزشكی رفتند و ...)
طوعا اوامرهم من غیر اهمال (دستوراتشان بدون اهمال و سستی مورد اطاعت قرار گرفت)
و اهتم قوم بعلم النقد فارتفعوا (قوم دیگری به سراغ علم نقد رفتند و بالا رفتند)
و هم یهود و عزّوا بعد اذلال (اینان یهودیان بودند كه بعد از ذلت عزیز گشتند)
فهولاء و ان كانوا ذوی ضعة (اینها اگر در مرتبتی پایین قرار داشتند)
فالعلم حكّمهم فی النفس و المال (اما دانش آنان را در رتبه ای قرار داد كه حاكم جان و مال مردمان شدند).

یهودیان و مسیحیان با در اختیار گرفتن دانش پزشكی توانستند از موقعیت فرودستی كه میان مسلمانان داشتند برآمده و در همان جامعه اسلامی و دورانی كه تمدن اسلامی همچنان فعال بود، سربركشیده و در جان و مال مردمان حاكم شوند.

این علم، علمی كه بهترین هدیه الهی به بشر است، چنین قدرتی دارد. كسی نمی‌تواند برابر آن كینه توزی كند. زیرا هر نوع كینه توزی، نوعی محرومیت از نعمتی الهی است. نعمتی كه خداوند در این دنیا به كافر و مؤمن عطا كرده و جز با تلاش، برنامه ریزی، زحمت، رفتار متعادل، و ایجاد نظام آموزشی دقیق و انصاف در بكار گیری همه استعدادها، به دست نخواهد آمد.


نظرات بینندگان:

نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیکی (email):
* متن نظر: